قلمروی بهشت

برخیز ومخور غم جهان گذران بنشین ودمی به شادمانی گذران چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش

قلمروی بهشت

برخیز ومخور غم جهان گذران بنشین ودمی به شادمانی گذران چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش

شاید این آخرین باره میبینم روی ماه تو

چهارشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ۱۰:۳۱ ب.ظ


شاید این آخرین باره 

میبینم روی ماه تو 

شاید این آخرین باره 

که میگیرم من دستاتو

واسم این مرگ نزدیکه 

زندگی بی تو غمگینه

چقدر قلب تو تاریکه

میان بودن و رفتن 

فقط یک خط باریکه 

همیشه یاد حرفاتم

که گفتی تو بمون بامن

نمیدونستم که به این زودی

میری تو با غم از یادم

تموم شهر میدونن 

همه شعرامو میخونن

همه میگن که من رد دادم 

نمیدونن که دادی توبربادم

حواس من سخت به چشمات بود 

حواس تو اماراحت به حرفات بود 

نفهمیدم که چی میگی تو

چشام مبهوت لبهات بود 

قسم خوردم که‌ بی تو ‌ میمیرم 

بهت گفتم که از خونه من میرم

از هر چی عشقه دلگیرم 

با یک قلب ترک خورده 

دارم از زندگیت میرم

به پایان آمد قصه ی ما اما

حکایت ها همچنان باقیست

۹۷/۰۹/۲۱
آرش ابراهیمی