شعر نو

برخیز ومخور غم جهان گذران بنشین ودمی به شادمانی گذران چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش

شعر نو

برخیز ومخور غم جهان گذران بنشین ودمی به شادمانی گذران چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش

نباشی سخت دلگیرم ،نباشی زود میمیرم

چهارشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۷، ۰۳:۰۹ ب.ظ


نباشی سخت دلگیرم 

نباشی زود میمیرم 

نفسهام بند چشماته

به چشمهای تو بد گیرم


نگو عادی میشه واسم 

بری من آس و پاسم 

نگی بهت نگفتم 

دارم بد جور میبازم 


چطور خام هوسهات شد 

یه بازیچه تو دستات شد 

چه قلب ساده ای داشتم

اونم پاگیر حرفات شد 


چرا اینقدر تو بی رحمی 

نگات سرد و دلت سنگی 

حواست نیست جلوت کیه 

با کی داری تو میجنگی 



پر از شور هیاهو بود 

هوایی که با تو داشتم 

چقدر جای تو خالیه

چه دنیایی با تو داشتم 


میزارم پای دلتنگی 

تموم خستگی هامو  

میزارم کنج این خونه 

همه دلبستگی ها مو


با این بغض نفسگیرم 

از این کوچه دارم میرم 

چقدر دلشوره دارم من 

شاید این بوده تقدیرم 


تو آخر بردی بازی رو 

تموم کن صحنه سازی رو 

بهم حکم ابد دادن 

خریدی خوب قاضی رو

۹۷/۰۹/۲۱
آرش ابراهیمی