قلمروی بهشت

برخیز ومخور غم جهان گذران بنشین ودمی به شادمانی گذران چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش

قلمروی بهشت

برخیز ومخور غم جهان گذران بنشین ودمی به شادمانی گذران چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش

من زاده ی ناکجا آباد،بزرگ شده با غروری نابجا

پنجشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۷، ۱۰:۰۳ ق.ظ


من زاده ی ناکجا آباد

بزرگ شده با غروری نابجا

با آرزوهای محال 

وهدفی پوچم

قدم درمسیری بی انتها 

از مبداءای نامعلوم 

به مقصدی ناشناخته

گذاشته ام 

اما اگر تو باشی 

همه ی این ناشناخته ها شناخته

وهمه ی این نامعلوم ها معلوم خواهد شد

تازه خواهم یافت که زاده ی کجا هستم

وپای در چه مسیری می نهم

هدفم می شوی و مرا به آرزوهایم می رسانی 

ازت می خواهم باشی اما اگر نمی خواهی

بگذار به سفرم به ناکجا آباد با همسفرم تنهایی ادامه دهم.

۹۷/۰۹/۲۲
آرش ابراهیمی