شعر نو

برخیز ومخور غم جهان گذران بنشین ودمی به شادمانی گذران چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش

شعر نو

برخیز ومخور غم جهان گذران بنشین ودمی به شادمانی گذران چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش

سکوتت برایم چقدر حرف داشت

جمعه, ۳۰ آذر ۱۳۹۷، ۱۲:۲۲ ب.ظ


سکوتت برایم چقدر حرف داشت 

نگاهت به سویم چقدر درد داشت

تمام وجودم غمت راگرفت 

تو رفتی دلم ماتمت را گرفت

هنوزم هنوزه بدهکارتم

یه دل نه که، صددل گرفتارتم

حواست نبودکه من چقدرخسته ام 

چطورشد ، چشم رو خودم بسته ام

عشقت گران شدبرایم تمام

گذاشتی ورفتی نماندی برام 

چقدر حرف ناگفته دارم بشین

صبوری کن مرگ من راببین

ندارم دگر طاقت این وآن

یکم حوصله کن حدیثم بخوان

۹۷/۰۹/۳۰
آرش ابراهیمی