شعر نو

برخیز ومخور غم جهان گذران بنشین ودمی به شادمانی گذران چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش

شعر نو

برخیز ومخور غم جهان گذران بنشین ودمی به شادمانی گذران چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش

درکوچه های سکوتم پرسه میزدم

جمعه, ۷ دی ۱۳۹۷، ۱۲:۳۵ ب.ظ


در کوچه های سکوتم 

پرسه میزدم 

هیچ نشانی از تو آنجا نبود 

کجای بغض من پنهان شدی 

که اشکهایم تعارف میکنند 

کجای سکوتم معرکه داری 

کجای نگاهم محو شدی 

که اینگونه مات یک نقطه ام 


هوای زمستان زیباست 

نفسهایت را می شود دید 

در نگاه تو می شود 

گرم لحظه ها بود و 

سرما را نفهمید ....


کجای حرفهایم سرد بود 

که تو لرزیدی 

هوای تمام خاطره های ما

ابریست .....

۹۷/۱۰/۰۷
آرش ابراهیمی