قلمروی بهشت

برخیز ومخور غم جهان گذران بنشین ودمی به شادمانی گذران چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش

قلمروی بهشت

برخیز ومخور غم جهان گذران بنشین ودمی به شادمانی گذران چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش

این دل بریدن های تواز پای انداخته مرا

يكشنبه, ۹ دی ۱۳۹۷، ۱۲:۴۴ ب.ظ


این دل بریدن های تو 

از پای انداخته مرا

این کم حواسی های من 

از کار انداخته مرا 

بلوا و طوفان می شود 

وقتی نمی خواهی مرا

جانم به یغما می رود 

در خود که می گیری مرا

آتش به جانم می زند 

اینگونه می رانی مرا 

من خود به خاک افتاده ام 

بر خاک نمال قلب مرا 

گویی جهنم می شود 

در بر نمی گیری مرا

۹۷/۱۰/۰۹
آرش ابراهیمی