شعر نو

برخیز ومخور غم جهان گذران بنشین ودمی به شادمانی گذران چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش

شعر نو

برخیز ومخور غم جهان گذران بنشین ودمی به شادمانی گذران چون عاقبت کار جهان نیستی است انگار که نیستی چو هستی خوش باش

ازحالت چشم های تو فهمیدم

سه شنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۷، ۱۲:۲۱ ب.ظ


از حالت چشمهای تو فهمیدم 

این بار از چشم تو افتادم 

ریتم قدم هایت 

 قلب منو آزرد

موسیقی رفتنت 

بی وقفه بپا بود

ترس داشت نگاهم

 از بدرقه ی تو 

تنها سکوت کردم 

تا آخر این قصه 

لب هامو بهم دوختم 

امابغضم منو لو می داد

پایان بدی داشت لبخند پرشورت

۹۷/۱۰/۱۱
آرش ابراهیمی